السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

124

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

از آن جامه نيز برهنه بود سپس پارچهء ازارى كه بافت يمن بود خواست و پاره كرد و پوشيد و به اين منظور پاره‌اش كرد كه بغارت نبرند ولى وقتى كشته شد بحر بن كعب لعين بيغمايش برد و حسين را برهنه گذاشت و پس از اين جنايت هر دو دست بحر ، در تابستان همچون دو چوب خشگ مىخشكيد و در زمستان چرك و خون از آنها جارى بود تا آنكه به هلاكت رسيد . راوى گفت : چون حسين عليه السّلام در اثر زيادى زخم از پاى در آمد و بدنش از زيادى تير همچون خار پشت شد صالح بن وهب مرّى چنان نيزه‌اى بر پهلويش زد كه از اسب به روى زمين افتاد و گونهء راستش به روى خاك قرار گرفت و ميگفت : بنام خدا و به يارى خدا و بدين رسول خدا ، سپس از روى خاك برخاست . راوى گفت : زينب از در خيمه‌ها بيرون شد و صدا ميزد اى واى